خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر صبح سر ز گلشن سودا برآورموز صور آه بر فلک آوا برآورم
۲
چون طیلسان چرخ مطرا شود به صبحمن رخ به آب دیده مطرا برآورم
۳
بر کوه چون لعاب گوزن اوفتد به صبحهویی گوزنوار به صحرا برآورم
۴
از اشک خون پیاده و از دم کنم سوارغوغا به هفت قلعهٔ مینا برآورم
صفحهٔ ۱ از ۲۱