شعر را زندگی کن
خلوتی با علی اشتری

شمارهٔ ۱۰۵ - نتوان کرد

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا که کام از لب نوش تو، روا نتوان کردجانب ساقی و پیمانه رها نتوان کرد
۲
مستی ما مگر از لعل تو باشد، ورنهلب ما را زلب جام جدا نتوان کرد
۳
داروی مهر بیاور، که دل درد کشانبسخن های حکیمانه دوا نتوان کرد
۴
زینهمه لطف که در هر نگهت می بینمدگرم با نگه غیر صفا نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth