خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غارت دل میکنی شرط وفا نیست اینکار من از سایه شد سایه برافکن ببین
۲
وصل ندیده به خواب فرض کنی خوشدلیبر سر خوان تهی کس نکند آفرین
۳
در غمت ای زود سیر تشنهٔ دیرینهامتشنه به جز من که دید آبخورش آتشین
۴
جان چو سزای تو نیست باد به دست جهانمهر چو مقبول نیست خاک به فرق نگین
صفحهٔ ۱ از ۱۲