شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ابوالمظفر شروان شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوی عشق آمد شد ما برنتابد بیش از ایندامن تر بردن آنجا برنتابد بیش از این
۲
در سر بازار عشق از جان و جان گفتن بس استکاین قدر سرمایه سودا برنتابد بیش از این
۳
بر امید کشتن اندر پای وصلش زنده‌امپر نیازان را تمنا برنتابد بیش از این
۴
بر سر کویش ببوسیم آستان و بگذریمکاستان تنگ است ما را برنتابد بیش از این
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth