خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردمند از کوچهٔ دلدار میآییم ماآه کز دارالشفا بیمار میآییم ما
۲
عشق ما را عاقبت در بزم او بیقدر ساختیار کم میخواهد و بسیار میآییم ما
۳
در سر ما، عشق، شور مستیِ منصور ریختپایکوبان تا به پای دار میآییم ما
۴
زخمی تیغ جفا از کوی خوبان میرسمگل به سر داریم، از گلزار میآییم ما
صفحهٔ ۱ از ۲