خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لالهها ز شوق رخت داغدیدههاگلها ز رشک روی تو درخونتپیدهها
۲
فردا جواب چیست بگو جامهزیب منگیرند دامنت چو گریباندریدهها
۳
چشم تو جادوی است که از سحرسازیشگردیدهاند رام تو از خود رمیدهها
۴
مژگان یار دیدم و شستم از خویش دستمن خون گرفته آن صف خنجرکشیدهها
صفحهٔ ۱ از ۲