شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیرون کشم ز دیده دل غم کشیده راتسکین دهم ز گریه به این حیله دیده را
۲
از قحط مردمی چه عجب گر به عهد مادر گریه اتّفاق نماند دو دیده را
۳
چون حکم توست حکم چکیدن نمی‌دهدبی‌دردی تو اشک به مژگان رسیده را
۴
یک ره به حالم ای بت شیرین‌دهان بخندشان عسل کن این دل مژگان‌گزیده‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth