خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای با لطافتِ عرقِ تو گلاب آببا نشئهٔ لبِ تو ز خجلت شراب آب
۲
در راه عشق وقف نمودیم خون خویشکردیم ما سبیل برای ثواب آب
۳
در گلشن زمانه نمِ خرّمی مجوییک سبزه هم نخورده در اینجا به خواب آب
۴
در وادیای که تشنهجگر میتپم به خاکاز رحم میشود دلِ موجِ سراب آب
صفحهٔ ۱ از ۲