خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من مردم و نمیکندم یاد یا نصیبگاهی نکرد روح مرا شاد یا نصیب
۲
خاک درش که سرمهٔ ارباب بینش استدر چشم غیر میکشدش باد یا نصیب
۳
آن شاخ گل که جوش بهارش ز خون ماستگلدستهها به غیر فرستاد یا نصیب
۴
نه میکشد نه از قفس آزاد میکندمردیم از تغافلِ صیاد یا نصیب
صفحهٔ ۱ از ۳