خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا بهانهٔ آن شوخ کرد خانهخرابخدا کند که شود خانهٔ بهانه خراب
۲
اگرچه در قفس افتادهام ولی صد شکرچو دیگران نیام از بهر آب و دانه خراب
۳
ز محرمان تو بر من چهها نمیگذردز رشک آینه آبم، ز دست شانه خراب
۴
چه وقت خانهنشینی است خانهآباداننشسته است به کویت هزار خانهخراب
صفحهٔ ۱ از ۲