شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را در آینه با خویشتن سروکار استمرا ز صورتِ این حال رو به دیوار است
۲
شبی به خواب بناگوش یار را دیدمهنوز چشم من از حسرتش گهربار است
۳
بیا به دیدهٔ من جلوه کن به هر صورتکه همچو آینه این خانه وقف دیدار است
۴
مصاحب گه و بی‌گاه من به خلوت غمدل است و آن همه از دولت تو بیمار است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth