خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این است که شمشیر ستم آخته این استاین است که کار همه را ساخته این است
۲
این است که با خیل ادا و حشم نازترکانه به تاراج دلم تاخته این است
۳
این است که بیساخته غارتگر دلهاستوز ناز به آیینه نپرداخته این است
۴
این است که از پستهٔ خندان نمکریزشوری به دل و جان من انداخته این است
صفحهٔ ۱ از ۲