خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشکم از بیم توام آبلهٔ دل شده استآه از دست تو بیدرد چه مشکل شده است
۲
اثر آه ز آیینهٔ رویت پیداستبا تو امروز ندانم که مقابل شده است
۳
از برای تو هنوزم دل دیگر بایدگرچه هر قطرهٔ خون در تن من دل شده است
۴
چه گنه کردهام ای وای که در مسلخ عشقکشتنم باعث بدنامی قاتل شده است
صفحهٔ ۱ از ۲