خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی دلم از سفر عشق به سامان برگشترفت نالان چو جرس این ره و نالان برگشت
۲
در دیاری که تویی طرف هوای باشدرفت خندان ز برم قاصد و گریان برگشت
۳
مرغ ما را ز قفس دورشدن نیست شگونبارها تنگدل از سیر گلستان برگشت
۴
در سراغ کمر افتاد سواد زلفشهیچ معلوم نگردید پریشان برگشت
صفحهٔ ۱ از ۳