خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ماند و دل من از میان رفتصد شکر که یک بلای جان رفت
۲
تا دل در فکر آن دهان رفتنامی زو ماند و بینشان رفت
۳
از دست جفای ناوکت دلنالان تا خانهٔ کمان رفت
۴
در راه فنا ادب ضرور استچون شمع به دیده میتوان رفت
صفحهٔ ۱ از ۴