خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کام غیر شوم کشته یار اگر این استشوم هلاک ز غم غمگسار اگر این است
۲
چو عشق داد زند جان که میتواند برددهیم بای حریف قمار اگر این است
۳
خطش دمید و جهان تیره شد دگر ای دلبه روز خوش نرسی روزگار اگر این است
۴
دو اسبه تاختن عمر دیدم و گفتمرود به باد غبارم سوار اگر این است
صفحهٔ ۱ از ۳