شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان من امشب به لب بسیار نزدیک آمد استظاهراً روز فراق یار نزدیک آمد است
۲
خواب دیدم شب که از هم ریخت کوه غم چو طورمژده ای دل وعدهٔ دیدار نزدیک آمد است
۳
خانهٔ تاریک چشمم باز روشن شد مگرنکهت پیراهن دلدار نزدیک آمد است
۴
محو شد از خاطر من محنت این راه دورغالباً منزلگه آن یار نزدیک آمد است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth