شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دهنش نقطه‌ای موهو و گمان هر سه یکیستکمر او رگ جانی راز نهان هر سه یکیست
۲
زخم ناخورده زد است این سخن دور از کارهر که گفت آن مژه و تیر و سنان هر سه یکیست
۳
پیش ناتجربه‌کاران که درین معرکه‌اندابروی دلیر و شمشیر و کمان هر سه یکیست
۴
تیر آن دلبر هندو که جگرخونم کرددل من غنچهٔ گل بیرهٔ پان هر سه یکیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth