شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کس چو من حسرت‌کش آن لعل شکربار نیستزهر دارم در دهان و زهرهٔ اظهار نیست
۲
عقل را در کشور ما عشق‌بازان بار نیستدر دیار ما به غیر از عشق کس دیار نیست
۳
هیچ دل آسوده در دوران چشم یار نیستکس ندیدم کز پرستاران این بیمار نیست
۴
نذر زلفش از دل صدچاک بردم شانه‌ایپیچ و تابی کرد و گفتا لایق سرکار نیست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth