خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از برم در جستوجویت دل نهتنها رفته استعضو عضوم در تمنای تو از جا رفته است
۲
ما نمینالیم از سنگیندلیهایت ولیتا فلک شور شکست شیشهٔ ما رفته است
۳
کی دهم از دست اگر صد گل مرا بر سر زنندذوق آن خاری که از راه تو در پا رفته است
۴
همچون شمع کشته گردیده است روی ما سیاهسایهٔ داغ کسی تا از سر ما رفته است
صفحهٔ ۱ از ۳