خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در عشق نه نسبیح و نه زنار ضرور استتاری به کف از طرهٔ دلدار ضرور است
۲
ای گریهٔ پرشور بیا چشم بهراهممشت نمکی بر دل افگار ضرور است
۳
ای دل چه خوری خون جگر زین غم پنهانیکبار به آن بیخبر اظهار ضرور است
۴
جان میدهم از درد تو دریاب خدا راپرسیدن حال من بیمار ضرور است
صفحهٔ ۱ از ۳