شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا هست داغ عشق به افسر چه حاجت استسامان دیگر از پی این سر چه حاجت است
۲
بهر خراب‌کردن اقلیم دل تو رامژگان بس است لسکر دیگر چه حاجت است
۳
افتادگان کوی تو را شب ز بهر خواببا خاک و خشت بالش و بستر چه حاجت است
۴
دادم رضا به کشتن خود خط برون میاردر قتل من نوشتن محضر چه حاجت است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth