شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غزلم عاشقانه افتاده استبلبلم خوش‌ترانه افتاده است
۲
شده مشهور سوز پنهانمبه زبان زمانه افتاده است
۳
جان به تلخی دهیم چون فرهادیار شیرین بهانه افتاده است
۴
بلبل از رشک ناله‌ام به چمنبسمل از آشیانه افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth