خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درسر پرسور من از بس هوای گریه استگر خورم چون ابر آبی از برای گریه است
۲
مشرب مینای می دارم که در بزم طربقاهقاه خندهٔ من هایهای گریه است
۳
دیگران را گریه گر ضعف بصر میآوردچشم ما چون شمع روشن از لقای گریه است
۴
میبرد از ضعف سیلاب سرشکم هر طرفسیر من اکنون درین وادی به پای گریه است
صفحهٔ ۱ از ۲