خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در حریم او چو نتوانست قاصد راه بردنامهٔ ما را بهسوی یار پیک آه برد
۲
حال دل از من چه میپرسی که شبها از غمشکرد اندازی و آن را از کفم ناگاه برد
۳
خاک ما دور از غم جانانه در خون میطپدیاد لطفی کرد و آن را حسبهٔلله برد
۴
ای که صبح و شام در بزم وصالش خرمینام ما هم میتوان آنجا گه و بیگاه برد
صفحهٔ ۱ از ۳