خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۲۲۲ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه اخستان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بردار زلفش از رخ تا جان تازه بینیوز نیم کشت غمزهاش قربان تازه بینی
۲
یک سو فکن دو زلفش و ایمانت تازه گردانکهاندر حجاب کفرش ایمان تازه بینی
۳
پروانهٔ غمش را هر دم به خون خلقیشمشیر تیز یابی، فرمان تازه بینی
۴
ترکان غمزهٔ او چون درکشند یاسجدر هر دلی که جویی پیکان تازه بینی
صفحهٔ ۱ از ۱۰