خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۲۲۳ - در تهنیت عید و مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان بن منوچهر بن فریدون
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون صبحدم عید کند نافه گشائیبگشای سر خم که کند صبح نمائی
۲
آن جام صدف ده که بخندد چو رخ صبحچون صبح نمود آن صدف غالیهسائی
۳
در خمکده زن نقب که در طاق فلک صبحهم نقب زد و مرغ بر آن داد گوائی
۴
چون گشت صبا خوش نفس از مُشک و می صبحخوش کن نفس از مشک و می انگار صبائی
صفحهٔ ۱ از ۱۰