خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دل سیل غمی دیگر به چندین زور میآیدبه ویرانکردن این کشور معمور میآید
۲
جدا زان دلنواز از بس نسازد نغمه با طبعممرا آواز خر در گوش از طنبور میآید
۳
نزاکت بین که چون در دیده از دل میکند منزلکشد رنج سفر گویا ز راه دور میآید
۴
نشینم گر در آتش از رقیبان نیستم ایمنسپند آنجا که مییابد خبر در شور میآید
صفحهٔ ۱ از ۲