خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به هجر تو کار زار افتادکار با گریههای زار افتاد
۲
دست من گیر و دلدهی فرماکه مرا دست و دل ز کار افتاد
۳
از میانش کسی که یافت خبراز همه خلف بر کنار افتاد
۴
عرق انفعال شد اشکمبس که پیش تو شرمسار افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳