خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر دلم به دست نگاری اسیر شداین خون گرفته همچو حنا دستگیر شد
۲
دارد ز بس که هجر عزیزان ضرر به چشمیعقوب از جدایی یوسف اسیر شد
۳
آیینهدار طلعت جانان شدی دلاشکر خدا که کار تو صورتپذیر شد
۴
رو داد بس که ضعف مرا دور ازان جوانتمثال من به خانهٔ آیینه پیر شد
صفحهٔ ۱ از ۲