شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس که آمده در بند من به جان زنجیرکند ز همرهی‌ام هر قدم فغان زنجیر
۲
حریف سلسلهٔ عشق کی توانی شدکه نازکست تو را گردن و گران زنجیر
۳
ز بس ثبات قدم دیده در جنون از منز دست بوسه به پایم به صد دهان زنجیر
۴
جهان شدست ز مجنون و کوهکن خالیوگرنه هست تیشه و همان زنجیر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth