خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنی که نیست جز سمت پیشهٔ دگرهر دم دلت به سنگ زند شیشهٔ دگر
۲
از دل خیال خال تو اصلاً نمیروداین دانه کرده درد ل من ریشهٔ دگر
۳
من کوه درد عشق چون فرهاد میخورمهر لحظه از طپیدن دل تیشهٔ دگر
۴
بر باد داده بیشهٔ عشق آبروی منآن به که اختیار کنم پیشهٔ دگر
صفحهٔ ۱ از ۲