خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد وعده میگرفتم از یار جانی خویشگر بودی اعتمادم بر زندگانی خویش
۲
از بس بر آستانش سختی کشم شب و روزترسم که سنگ کردم از سختجانی خویش
۳
چون شمع را ببزمش گرم سخن ببینمآتش به جانم افتد از بیزبانی خویش
۴
هرگز نمیتوانم از خاطر تو رفتنهر لحظه شکر گویم بر ناتوانی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲