خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرده اظهار غمم پیش تو صدبار خجلگشتم از کمشنویهای تو بسیار خجل
۲
شربت خون دل من رگ تلخی داردزین سبب هستم ازان نرگس بیمار خجل
۳
خانه آراستم امشب به امید وصلتنامدی آه شدم از در و دیوار خجل
۴
زینکه از پرده برافتاد محبت واقفیار محبوب ز من گشت و من از یار خجل
صفحهٔ ۱ از ۱