شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بردی و چه‌ها که نکردی به جان دلواپس بده دلم تو نه ای قدردان دل
۲
زان دم که گشته است غمت میهمان دلجای نمی‌روم دگر از آستان دل
۳
آن جورها که می‌کنی اکنون به جان دلهرگز نبود جان کسی در گمان دل
۴
از پهلویش خدنگ بلا را هدف شدمیارب که از زمانه برافتد نشان دل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth