خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که هرگز نکنی چارهٔ بیماری دلنرسیده است به گوش تو مگر زاری دل
۲
حق همسایه فراموش نمیباید کردای جگر خون شو و در گریه بده یاری دل
۳
میدهم یاد به مرغان قفس شیون راسر کنم ناله چو از درد گرفتاری دل
۴
کس نیاورد نشان از دل گمگشتهٔ منجان برآید مگر اکنون به طلبکاری دل
صفحهٔ ۱ از ۴