شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاهی به شهر و گاه به صحرا گریستمهر جا که گفت این دل شیدا گریستم
۲
یا رب چه چشمه‌ای است محبت که من ازانیک قطره آب خوردم و دریا گریستم
۳
ایام عمر ا گذراندم به اشک و آهامروز ناله کردم و فردا گریستم
۴
قطع امید کرده ز هر باب عافیتخون همچو زخم بر در دل‌ها گریستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth