شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر آن سرم که ره عرض مدعا بندمچنان‌که پیش خدا هم لب از دعا بندم
۲
به‌سان دزد ز بس بیم پاسبان دارمچو شب به کوی تو آیم نمد به پا بندم
۳
ز دلبری همه اعضاش آفت جانستبه حیرتم که دل خود کجا کجا بندم
۴
به تنگم از دل نالان خود من مجنونبه پای ناقهٔ لیلیش چون درا بندم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth