خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابری کشید سر به هوای گریستنتقریب یافتم ز برای گریستن
۲
عمری گذشت آه که از خشک سال دردگوش آشنا نشد به صدای گریستن
۳
بنشین به غیر و خنده کن ای بیوفا که مناستادهام چو شمع برای گریستن
۴
سامان رشک ما همه از دولت دل استچو ابر نیستیم گدای گریستن
صفحهٔ ۱ از ۳