خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مده به یاد من دلفگار خندیدنچو زخم نیست مرا سازگار خندیدن
۲
به بزم دهر که شادیست همپیالهٔ غمبهسان شیشه بود اشکبار خندیدن
۳
چراغ عمر تو گل میکند به چشم زدنچه لازم است بهسان شرار خندیدن
۴
دهان ز خم ازان دوختم که میباشدبه کیش سنگدلان تو عار خندیدن
صفحهٔ ۱ از ۲