شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا رهرو که تا منزل رسیدننیاساید چو سیلاب از دویدن
۲
نفس شد یار بر دل تا تو رفتیندانم تا به کی خواهم کشیدن
۳
گهی فریاد دل گه پند ناصحمرا بی‌او چه‌ها بایدشنیدن
۴
فتادست آشنایی‌ها به گردنز شمشیر تو نتوانم بریدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth