خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنده دل را نسزد گرد هنر گردیدنصرفهٔ آب بقا نیست گهر گردیدن
۲
هر کجا تیغ کشد غمزهٔ خونریز بتانکار هر بیجگری نیست سپر گردیدن
۳
پیش ازین تیر تو را بر دل ما بود گذارآن هم آموخت ز مژگان تو برگردیدن
۴
اندرین دایره از گردش چرخم عمریستکه چو پرگار فتاد است به سر گردیدن
صفحهٔ ۱ از ۳