خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میگفت بلبلِ قفسی شب چمن چمنمانند آن غریب که گوید وطن وطن
۲
دامی عجب برای دل و دیده بافتندگیسوی حلقه حلقه و زلف شکن شکن
۳
چندان جگر گریستم از حسرت لبشکز کلبهام عقیق بیابی یمن یمن
۴
قربان شست دست تو ابروکمان شومتیری مزن به هیچکس الّا به من به من
صفحهٔ ۱ از ۴