شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز چشم و ابروی جانانه می‌گوید سخنگاه از مسجد گه از میخانه می‌گوید سخن
۲
از خیال گردن ساقی و چشم مست اودل مدام از شیشه و پیمانه می‌گوید سخن
۳
هست نخل و بید پیش اره یکسان همچنانعشق با هرکس به یک انداز می‌گوید سخن
۴
بیم تیغ ابروش نگذاشت دم در هیچ‌کسنرگس او همچنان مستانه می‌گوید سخن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth