خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دست شست چشمسیاهی که آه ازوما را رسید تیر نگاهی که آه ازو
۲
ابروکمان من پی آزار من مباشدارم به جعبه ناوک آهی که آه ازو
۳
هیچ از زر سپید سرشکم به جا نمانددارم ز هجر روز سیاهی که آه ازو
۴
پیش آمدم به هر قدمی کاهش دگرافتادهام چو شمع به راهی که آه ازو
صفحهٔ ۱ از ۳