خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد بهر باغ آن قامت و روبلبل ثناخوان قمری دعاگو
۲
غلطیده در خون دیدم دران کوفرزانه یک سو دیوانه یک سو
۳
اوضاع دل شد از بس پریشانگردد همه شب گیسوبهگیسو
۴
در کشتن ما خوش همزبان استمژگان به مژگان ابرو به ابرو
صفحهٔ ۱ از ۵