خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی اگر از می قدری هست به من دهدر شیشه اگر ماحضری هست به من ده
۲
ای دل اگر از غم قدری هست به من دهاز خون جگر ماحضری هست به من ده
۳
من بیجگر و داغ کسی حوصلهسوز استای لاله تو را گر جگری هست به من ده
۴
دلتنگم و برگ طربم نیست درین باغای غنچه تو را مشت زری هست به من ده
صفحهٔ ۱ از ۴