خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار من سخت است یاران یاریاییاریای غمخواریای دلداریای
۲
بس که کردم گریه نم در دل نماندمیکنم اکنون جگر افشاریای
۳
دل ز خلعتخانهٔ جورش رسیدپوشش خنجر جراحت کاریای
۴
پیش روی او بهار از سبزه دادلاله و گل را خط بیزاریای
صفحهٔ ۱ از ۳