خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قصهٔ من شده مشهور و تو هم میدانیبر زبان همه مذکور و تو هم میدانی
۲
رفتن از کوی تو مقدور من زار نبودگریهام برد به صد زور تو هم میدانی
۳
وه چه شاهی که ز بیداد تو در کشور دلنیست یک خانهٔ معمور تو هم میدانی
۴
بود دل ملک سلیمان ولی از دوری توتنگتر شد ز دل مور تو هم میدانی
صفحهٔ ۱ از ۲