خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۷
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب ز گریه بی تو سحر میکنم بیاچون شمع تا سحر مژه تر میکنم بیا
۲
گر مانع است ز آمدنت زاری دلماین خسته را ز خانه به در میکنم بیا
۳
ای نور دیده بهر چه رنجیده رفتهایخاک ره تو کحل بصر میکنم بیا
۴
پهلونشین غیر شدی ای خدنگ یارجای تو را به جان و جگر میکنم بیا
صفحهٔ ۱ از ۱